بنیان «هخامنشی» را باید در «عیلام» جست‌وجو کرد/ هنرمندان عیلامی ایده را به زبان فرهنگی خود بیان می‌کردند/ تاریخ ایران را باید از حصار کلیشه‌ها بیرون آورد

کامیار عبدی، باستان‌شناس و پژوهشگر برجسته حوزه عیلام، با تاکید بر جایگاه خلاقانه هنر عیلام در دل سنت «هنر خاور نزدیک باستان» تصریح کرد: عیلامی‌ها نه‌تنها از الگوهای هنری هم‌عصران خود در میان‌رودان تقلید نکردند، بلکه با بازآفرینی خلاقانه و بومی‌سازی ایده‌ها، سبکی مستقل و هویت‌مند آفریدند که بخشی از بنیان‌های فرهنگی و هنری ایران باستان، از جمله در دوره هخامنشی، بر آن استوار شد.

کامیار عبدی، باستان‌شناس و پژوهشگر برجسته حوزه عیلام در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا با تبیین جایگاه هنر عیلام در چارچوب کلان «هنر خاور نزدیک باستان» اظهار کرد: در مطالعات تاریخ هنر، ما با یک منظومه وسیع به نام هنر خاور نزدیک باستان مواجه‌ایم که مجموعه‌ای از اسلوب‌ها، استانداردها و الگوهای مشترک را در بر می‌گیرد؛ اما در دل همین کلیت، سبک‌های منطقه‌ای با هویت‌های متمایز شکل گرفته‌اند که هر یک نوآوری‌های خاص خود را عرضه کرده‌اند. هنر عیلام یکی از شاخص‌ترین این نمونه‌هاست.

وی افزود: اگرچه در نگاه کلان، هنر عیلام در چهارچوب عمومی هنر خاور نزدیک تعریف می‌شود، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد عیلامی‌ها صرفا مقلد سومری‌ها، بابلی‌ها یا آشوری‌ها نبودند. آنان ایده‌ها را دریافت کردند، اما در بستر فرهنگی، اعتقادی و زیباشناختی خود بازآفرینی کردند و به سبکی مستقل دست یافتند؛ سبکی که دارای نقوش، ترکیب‌بندی‌ها و بیان بصری ویژه خود است.

عبدی با اشاره به شاخص‌ترین مواد فرهنگی این دوره گفت: از دوران پیش از تاریخ، سفالگری یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تجلی ذوق هنری در جنوب غرب ایران بوده است. سفال‌های گورستان شوش در دوره موسوم به «شوش یک» که در محوطه تاریخی شوش به‌دست آمده‌اند، از نمونه‌های درخشان هنر پیشاتاریخی منطقه به‌شمار می‌روند؛ آثاری که تقریبا در تمامی کتاب‌های معتبر تاریخ هنر جهان بازتاب یافته‌اند. کیفیت ساخت، مهارت در ترکیب نقوش و انسجام بصری این سفالینه‌ها نشان‌دهنده هویتی تثبیت‌شده و خلاقانه است، نه یک تجربه تقلیدی.

این باستان‌شناس در ادامه با تاکید بر جایگاه ممتاز عیلام در فلزکاری تصریح کرد: عیلام یکی از کانون‌های مهم مفرغ‌کاری در خاور نزدیک باستان بوده است. شاخص‌ترین نمونه این توانمندی، مجسمه مشهور ملکه ناپیراسو است که امروز در موزه لوور نگهداری می‌شود. این اثر، افزون بر ارزش زیباشناختی، از منظر فناوری ریخته‌گری نیز شاهکاری بی‌نظیر محسوب می‌شود؛ به‌گونه‌ای که مشابه آن در همان دوره در دیگر مناطق خاور نزدیک شناخته نشده است. این امر نشان می‌دهد هنرمندان و صنعتگران عیلامی نه‌تنها به فناوری‌های موجود اشراف داشته‌اند، بلکه با نوآوری، سطح آن را ارتقا داده‌اند.

عبدی در بخش دیگری از سخنان خود به معماری عیلامی پرداخت و گفت: اگرچه هنوز شمار محوطه‌های کاوش‌شده عیلامی محدود است، اما یافته‌های موجود از محوطه‌هایی چون هفت‌تپه و چغازنبیل نشان می‌دهد عیلامی‌ها هم‌پای میان‌رودانی‌ها در توسعه فناوری‌های معماری پیش رفته‌اند. به‌عنوان نمونه، فناوری طاق در آرامگاه منسوب به یکی از شاهان سلسله کیدینویی در هفت‌تپه، هم‌زمان با نمونه‌های میان‌رودانی ظهور می‌کند و از حیث فنی تفاوتی با آن‌ها ندارد.

وی افزود: در حوزه زیگورات‌سازی نیز، اگرچه این سنت ریشه در میان‌رودان دارد، اما عیلامی‌ها در چغازنبیل آن را به شیوه‌ای بومی بازآفرینی کردند. زیگورات چغازنبیل نمونه‌ای از تطبیق خلاقانه یک ایده فرامنطقه‌ای با نیازها و ذائقه فرهنگی عیلامی است. همین رویکردِ «اقتباسِ خلاقانه» است که به هنر عیلام هویت مستقل می‌بخشد.

عبدی با پیوند دادن این روند تاریخی به دوره هخامنشی تاکید کرد: در مطالعات تاریخ هنر، دوره هخامنشی را غالبا آخرین مرحله هنر خاور نزدیک باستان و نخستین مرحله هنر ایران باستان می‌دانند. در این دوره نیز شاهد آن هستیم که عناصر هنری بین‌النهرینی، آناتولیایی و مصری در ساختاری جدید «ایرانیزه» می‌شوند. این سنتِ بازآفرینی خلاقانه را می‌توان دست‌کم تا عیلام پیگیری کرد؛ جایی که هنرمند عیلامی می‌کوشد بگوید «من این ایده را می‌گیرم، اما آن را به زبان فرهنگی خود بیان می‌کنم.»

این پژوهشگر در جمع‌بندی دیدگاه خود درباره جایگاه عیلام در تاریخ ایران تصریح کرد: ما نیازمند بازنگری در برخی کلیشه‌های تاریخ‌نگاری هستیم. عیلام و دیگر اقوام ساکن در محدوده جغرافیایی ایران امروز، بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی ما هستند و باید در روایت کلان تاریخ ایران جایگاهی شایسته بیابند. شکل‌گیری هخامنشی نمی‌تواند محصول خلأ تاریخی باشد. امپراتوری‌ای که در دو نسل به چنان انسجام اداری و فرهنگی دست یافت و بیش از دو قرن دوام آورد، ناگزیر بر بنیان‌هایی استوار تکیه داشته است؛ بنیان‌هایی که بخشی مهم از آن را می‌توان در سنت‌های فرهنگی و هنری عیلام جست‌وجو کرد.

عبدی تاکید کرد: هیچ پدیده تاریخی از هیچ پدید نمی‌آید. برای فهم عظمت هخامنشیان، باید به لایه‌های پیشین تاریخ این سرزمین، از جمله عیلام، با نگاهی جامع و به‌روز بنگریم تا به انسجام فرهنگی جهان باستان در فلات ایران دست یابیم.

انتهای پیام/

کد خبر 1404120500308
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha